محمد تقي جعفري
178
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تفسير عمومى خطبهء صد و سى و دوم 2 ، 3 - نحمده على ما أخذ و أعطى و على ما أبلى و ابتلى ( سپاس مر خداى را بر آنچه كه از بندگانش مىگيرد و بر آنچه كه بر آنان مىبخشد . و سپاس مر خداى را به آن خيرات كه به بندگانش ارزانى مىدارد ، و بر آن آزمايشها كه بندگان خود را به آنها مبتلا مىسازد . ) مقامى است بس و الا كه آدمى در همهء حالات خوشى و ناخوشى سپاسگزار خدا باشد وصول به مقام والاى سپاسگزارى در همهء حالات ملايم و ناملايم اگر چه بسى دشوار است ، ولى امكانناپذير نيست . اين دشوارى ناشى از آن است كه هر انسانى بطور طبيعى به شاديها و خوشىها جلب مىشود و از اندوهها و ناخوشىها مىگريزد . اين يك جريان معمولى طبيعى است . در قلمرو مسائل و اصول روانى ، يك جريان كلى ديگر وجود دارد كه مىتوان آن را نيز بعنوان يك قانون به حساب آورد و آن عبارتست از اختلاف عوامل شاديها با يكديگر و اختلاف عوامل اندوهها با يكديگر . اين اختلاف در عوامل موجب تنوع هر يك از آن دو پديده ( شادى و اندوه ) از نظر عظمت و ارزش مىباشد . بعنوان مثال شادى ناشى از علم و معرفت با عظمتتر و با ارزشتر است از شادى ناشى از خوردن يك غذاى لذيذ ، يا پوشيدن يك لباس فاخر است ، همچنين نشاط حاصل از رسيدن به مقام اعتبارى [ بدون احساس و انجام تكليف انسانى بوسيلهء آن مقام ] هيچ نسبتى با انبساط خاطر و ابتهاج روحى ناشى از احساس بر اين وظيفه و انجام آن نمىباشد . همچنين عوامل بعضى از درد و اندوهها فقط آن پديدههاى طبيعى خالص است كه ضرورى به نفس حيوانى ( خود طبيعى ) وارد بسازد ، مانند دردهاى عضوى ، از دست دادن تجملات و غير ذلك . قسمتى ديگر از عوامل درد و اندوهها ، ناشى است [ از ] از دست دادن حركتهاى تكاملى و راكد گذاشتن استعدادهاى سازندهء شخصيت فردى و